السيد محمد حسين الطهراني

356

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

بنابراين ، انشاء صيغه نكاح كه امرى است اعتبارى ، اعتبارى است كه ذهن براى خارج مىكند ؛ و در عالم اعتبار زن واقعاً و حقيقةً خود را موطوئه مرد در خارج قرار ميدهد . بايد در موقع اجراى صيغه نكاح متوجّه اين معنى بود زيرا النّكاح به معناى وطى است ؛ نه به معناى عقد . حاكم شرع با آنكه ماه را در اوّل شبِ اوّل ماه نديده است ، وقتى با وجود شكّ ، از قرائن خارجيّه و يا شهادت دو مرد عادل ، حكم به دخول ماه مىكند معنايش اينست كه : من در عالم اعتبار و انشاء خودم هلالى را بر فراز آسمان خارج جعل كردم و خلق كردم . البتّه نه خلق خارجى واقعى كه معلوم است اين در تحت قدرت وى نيست ؛ و نه در عالم ذهن و نفس خودم ، زيرا رؤيت هلال ذهنى ، موجب دخول اوّل ماه نميگردد ؛ بلكه هلال خارجى واقعى ، غاية الامر در عالم ذهن و اعتبار . يعنى من در نفس و ذهن خودم حقّاً جعل و ايجاد يك هلال خارجى واقعى در آسمان خارج نمودم . اينست معناى حكم حاكم به رؤيت هلال ، و به دخول شهر . و چون شرع مقدّس اين حكم را امضا فرموده است ، بنابراين حكم حاكم به رؤيت هلال ، بمنزله رؤيت خارجى هلال و قائم مقام و نازل منزله آن قرار ميگيرد . بارى ، اين مسأله بسيار دقيق است كه انشائات و اعتبارات در خصوص ذهن ، اثر خارجى ندارند ؛ و اين امور هم كه در خارج متحقّق نشده است ، پس بايد در ذهن باشد با حكم آن به اينكه در خارج متحقّق است . تمام امور اعتباريّهء تكليفيّه از وجوب و استحباب و تحريم ، و امور وضعيّه مثل ضمان و صحّت و فساد از اين قبيل ميباشند كه تا حقيقت اين معانى در خارج نباشد ، اعتبار اين معانى بدون معنى خواهد بود . حقائق خارجيّه ، در امور اعتباريّهء ذهنيّه مؤثّر هستند دوّم : مؤثّر بودن حقائق خارجيّه در ايجاد معانى اعتباريّه ذهنيّه . و اينهم